بایگانی ‘در گذر’

همه هستند


و همه هستند جز تو جز او جز آنچه برای بودن دلیل نمی خواهد ولیکن تنها آنها نیستند که باید باشند همه و همه هستند ولیکن هیچ اثری در نبود تو و او نخواهد داشت رفتنی بی صدا ولی پر تنش بی رنگ ولی واضح م.فردا ۱۳۹۱/۴/۵

تکرار


تنها تکراری در آینه بود تکرار من و تیرگی اطرافم نه نوری و نه صدایی ظلماتی به ابعاد نگاه ابری تیره تر از روزگارم همه جا با من کسی از شکست گفت و صدای شکست آینه و دو چندان شدن پوچی م.فردا ۱۳۹۱/۴/۳

Rain


Walk, like no one would come Walk, as there would be no end to this rain All I’d got, was walked away just like that Without looking back Now I’m sitting in the bar Got my beer by the window Looking how they walking away Just like there’s no end to this rain … M.Farda […]

آینه


گاه، تنها مرگ در آینه می بینم و بس دست تنهایی در تمام کار ها، روز ها و زندگی پیداست شمار روز های انتظار گم شده بگشای آینه را که داستان بلندی نیست فاصله یمان بس اندک به ضخامت آینه یک نفس م.فردا ۹۱/۳/۲۱

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!