بایگانی ‘دسته‌بندی نشده’

های ۰۱


های که دیوار می ریزد در کنارم و من در خواب خوش وفای اویم جاه او را سخت بر گرفته و من را خیال دوستانی که مرا به فریاد می خوانند و منی که در درون خویش جاری می شوم یک ترا مرا چندن به وجد می آورد که آنچه مدت ها در گلو داشته […]

اندیشه سرد و یخی


گاه در این بعد غریب می نگارد طرحی می فروشد به شما اندیشه سرد و یخی این ره می و باده ره و دود و دم که از دور پیداست ره رسوایی اوست ره بی پروایی گاه غروبی نو مید می نشند بر لب بام تا که با خاطره سال ها پیش بنوشد چایی با […]

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!