بخوان از عشق

من امروز منی نیست که به فردا برسد
می شکند امشب زیر هر بوسه یاد
خاطره است، که می رود چشم به چشم
بخوان از عشق
بخوان از آنچه که بود
گر سوالی بود ز دیروز تیره و تار
لبخندی بزن و بگذر
جام است و می و دوستان که برت می مانند
همی یک دم بشو از عشق لبریز
که دگر عمر نماند به برت

م.فردا
۹۲/۰۵/۲۹

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: