شاید سکوت

شاید سکوت
تنها، نگاه گذرای کوتاه او را بر من
برای چند ثانیه بیشتر کند
تنها چند ثانیه
دگر جایی برای تامل نیست
او همان بار نخست رفته بود تا به تاریخ بپیوند
و بار دگر تنها برای اطمینان از دور بودن اندیشه ها، گذری کرد
از سطح صاف و بی روح زندگی ام
گذرانی ست که به دست او می رود به باد
خواه که در گوشه ی ایوان چراغانی اندیشه هایش باشد
و خواه که در پستوی گلایه های روز مرگی اش

م.فردا
۱۳۹۰/۰۷/۱۰

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: