در آن راه نبود

مگو از اشک
مخور از آن کوزه ی غم
تا که بودی، خبری از ماه نبود
خبری از یاد و غم و آواز نبود
تا که آوازت بود
سوی دولت یارانت بود
ره بی هم سفری بود که بود
چون جای تو و کس، در آن راه نبود

م.فردا
۱۳۹۰/۰۶/۲۷

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: