خشکسالی

به یاد نمی آورد
نه مرا
نه خاطرات را
و نه بوی باران تازه می کند
اندیشه شب های انتظار را
نم باران بر روی سنگ قبر
صدای دیگری می دهد
در خواب می توان زیر باران رقصید
ولی اینجا
تنها می توان خیس شد
تا فرصت هست
اشک ریخت
برای زمان های خشکسالی

م.فردا
۱۳۹۰/۰۶/۰۷

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: