هم ره خواب

تماماً مرا به دست باد داده ای
تا از این دیار، از تو دور کند
حال صدای خنده ات
آخرین صدای شاد زندگی می شود
حال نگاه خیره ات
آخرین تصویر ماندگار چشم می شود
در این گذرگاه سرد و تیره ی شبانه ات
مرا به دست باد می دهی
بی اندیشه ی بودنم
خود هم ره خواب می شوی

م.فردا
۱۳۹۰/۰۵/۱۹

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: