فراموش می شود

چه زود فراموش می شود
آن شب که خدا
آغوش گرم تو را
به من داد
و نجوای دلت
تمام اطراف را فرا گرفت
و شب خالی شد
ز هر ظلمتی

آه
که چه به سرعت فراموش می شود
تمام خنده های آخرین نگاه
که با دلی پر از امید
تا آخرین پلکان خانه ات دنبال شد
چه زود فراموش می شود
تنها به دست تو

م.فردا
۱۳۹۰/۰۵/۲۱

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: