زوال من

زندگی ام با لبخند کج آن کولی مست
رو با زوال نمی رود
بار ها جان داده ام و باز
بر سر خواسته ای ایستاده ام
صدایی می آید از شکستنم
صدایی در دور دست ها
که با گذشت روزگار
فاصله ی مان کم می شود
تنها تو و آن رفتار غریب
رو به زوال می برید مرا

م.فردا
۱۳۹۰/۰۵/۲۲

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: