بی هیچ شروعی

به پایانی بلند نشسته ام
که در نبودن هایت
بار ها مرده است این تن
و نه یک نگاه
و نه یک بوسه
که در انتها
تنها به پای دیوار زندگی ات نشسته ام
زمان شروعی نو برای یک پایان است
دست به خاتمه دادن هایم بهتر شده است
روزگاریست که به انتها می رسم
بی هیچ شروعی

م.فردا
۱۳۹۰/۰۵/۱۲

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: