دو سوی اتاق

به جهالت هایم می اندیشم
به گفته هایم
که اشتباه بوده اند، گاه
به ناگفته هایم
که می بایست کفته می شدند
به تمام آن چیز هایی
که باید انجام می شدند
و نشدند
و حال
تنها
فکر هایشان مانده است
در یک سوی اتاق
و من
در سوی دیگر آن
یک دیگر را نظاره می کنیم
تا صبح
تا فردا

م.فردا
۱۳۹۰/۰۴/۱۰

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: