چه بگویم؟

پس از صدای زنگ
هزاران بار دعا بر آوردم
که هیچ از شب گذشته مپرسد
نمی خواهم دروغ بگویم
ولی نمی خواهم بگویم درد من از دیدار هایی ست
از شنیدن سخنان یست
که سخت بر آتش می کشد مرا
از جانب تو

***

در هنگام صحبت هایش
به روزی، جایی و کسی اشاره کرد
که ناخواسته درد آور بود برای من
بی دلیل
از حضور دیگران در اطرافش عصبی می شوم
و او نمی داند
و شاید برای آرام کردن من
سعی در عادی کردنش دارد
احساس احمقانه ای که از خود خواهی می آید و بس
پس نگویید که خود خواه باش، هستم
بیش از آنچه بتوانید بی اندیشید
خود خواه هستم

***

اگر قرار به راحت بیان کردن مسال است
بگذارید اینگونه بیان کنم
من هنوز
با وجود تمام تغییرات
نمی توانم حضور دیگران را در کنار کسانی که دوستشان دارم
به راحتی قبول کنم
شاید این از مشکل دوران کودکی من می آید
رابطه ای که حال من، نا خود آگاه
به دلیل دیر مطلع شدن از آن
بیشتر از حالت عادی
با آن مشکل پیدا کرده ام

***

نمی توانم به راحتی بگویم
زمانی که دو سال پیش
در یکی از آخرین تماس های مان
از او خواستم که بیرون برویم و او نیامد
در همان لحظه فرد دگر بود
در جایی منتظر
ولی برای آنکه خود آن نکنم
که دگری کرده بود
نرفتم و همه چیز به زمانی موکول شد
که رابطه تمام شده بود
نمی توانم بگویم
یک سال در خیابان در پی عطر او، گاه
مدتی مسیر دگری را پیموده ام
نمی توانم بگویم
هزاران بار، نامش شنیده او بر افروخته ام
و در پایان نمی توانم بگویم
آنگه که از او در مورد عشق شنیدم
به چه حال دچار شده ام

***

چگونه بگویم
درد دیدن راه رفتن او را با کسی که هیچ خبری از آن نداری
سوار شدنش به ماشینت
آنگاه که می خواهی راحت صحبت کنی
و متوقف شدن زمان در پیش چشمانم
آنگاه که به راحتی از دلتنگیش برای دیگران سخن می گوید
و آنگاه که می اندیشم
که یک سال من در چه حال در خیابان ها در پی او بده ام
و او به چه سان در تردد و دلتنگ نبودن سایرین
بد بینانه است
آری
ولیکن با آنچه تا کنون گذشته است
چه انتظار دیگری می توان داشت

***

آری من بیمارم
بیماری من
حضور من در زمانه ای ست که در آن
همه می توانند با هم باشند و با هیچ کس
و من نمی توانم
نه به دلیل نا توانی
که به دلیل تربیت شاید اشتباه بر اساس زمانه

***

برخی می گویند
تربیت ما مربوط به سال ها پیش می شود
آن زمان که مرام و معرفت، مردانگی و حرف
ارزش هایی بودند
و حال با داشتن آنها
حتی نمی توان سر بلند کرد
گاه به آنکه که هستم شک می کنم
بار ها گفته ام
بهترین و بدترین نزد من است
شما انتخاب کنید آنچه را می خواهید داشته باشید

م.فردا
۱۳۹۰/۰۳/۲۷

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: