عالم

بر من آن سوی عالم پیداست
در آنجا که غم نا پیداست
مرا با خود در آغوش گیر
مرا تا اوج عالم بر
ز غم هایت، ز درد هایم
به یک دم بری گردیم
همانا فارغ از عالم
ساکن آنجا گردیم
مرا با خود
به خود آور
کرده های دنیایم
گفته ها و دیدار هایم
همه تنها رهی باشند
که من را بر سر منزلت آرند

م.فردا
۱۳۹۰/۰۳/۲۱

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: