سردی نگاهتان

دلیلی برای تعریف از دنیایی دیگر برای شما ندارم
آنگاه که چشمانتان
دم در خانه یتان را
که رفتگری هر روز
به امید یافتن سکه خوشبختی
برای هدیه ای به فرزندش
هزاران بار جستجو می کند
نمی بیند
آنگاه که سردی عبورتان
از کنار بچه های خیابانی
در گرمای تابستان
موجب یخ زدن نگاهشان می شود
حرفی برای گفتن نمی ماند

م.فردا
۱۳۹۰/۰۳/۱۶

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: