جامی بی خبر

گاه می توان
در یک نگاه
ساعت ها گم شد
گاه می توان
در یک تماس
از جنسی دیگر
تا اوج رفت
و باز نگشت
رو در رو در حال
جام می زنند در غیاب هم
به سلامتی رویا هایشان
آنچه بی خبرند
گذریست ساده
که هر یک طی چندین طنز تلخ
از یک دیگر داشته اند

م.فردا
۱۳۹۰/۰۳/۲۶

شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا بازخوردی از سایتتان.

دیدگاهی بگذارید

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: